محسن ناجي نصرآبادى
33
كتابشناسى فيض كاشانى ( فارسى )
پس به اصفهان رجوع نمود ، به خدمت شيخ بهاء الدين محمّد عاملى رسيد و از ايشان اجازه روايت حديث گرفت ، آنگاه در سال 1029 راه حجاز پيش گرفت و به شرف اداى حجةالاسلام و زيارت سيدالانام و ائمه معصومين - عليهم السلام - مشرّف گرديد . در آن سفر به خدمت شيخ محمّد بن حسن عاملى ( ف . 1030 ق ) رسيد و از ايشان نيز اجازه نقل حديث گرفت . در حين مراجعت از آن سفر به سبب قاطعان طريق ، مصيبتى چند رو داد و برادرش به دست ايشان كشته شد ، برادرى كه در سن هيجده سالگى به رتبهء اجتهاد رسيده بود و در موافقت و مناسبت و مؤالفت و مؤانست با وى به حدّى بود كه گويى يك روح بودند در دو بدن . ز پيش من برفت او با دل صدجاى ريش من * ز حسرت از فراقش چون غريبان در وطن گردم خيالش چو بر گيرم ز سر تا پاى او گردم * ز خود بيرون روم از خويشتن بى خويشتن گردم در بلدهء طيبه قم به خدمت صدر اهل عرفان صدرالدّين محمّد شيرازى كه در فنون علم باطن يگانه دهر و سرآمد عصر بود ، رحل اقامت افكند . مدّت هشت سال ماند و به رياضت و مجاهده مشغول شد تا فىالجمله بصيرتى در فنون علم باطن يافت . شبان وادى حيرت گهى رسد به مراد * كه هشت سال به جان خدمت شعيب كند و آخر به شرف مصاهرت ايشان سرافراز آمد . باز چون ملّا صدرا از قم به شيراز تكليف نمودند ، به شيراز رفته ، قريب دو سال ديگر در خدمت با بركات ايشان به سر برد . و از انفاس طيبهء ايشان بسى استفاده نمود و قبل از سفر شيراز و بعد از آن در كاشان به رعايت ناموس خاندان مشغول مىبود . بنابر آيهء شريفه « وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » « 1 » و به فحواى كريمهء « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » « 2 » مشغول تدريس
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) / 104 . ( 2 ) . توبه ( 9 ) / 122 .